شهید رامین پور اندرجانی ؛ پزشک دلیر آذربایجانی که

نخواست شریک جنایت کاران باشد

رامين پوراندرجانی جوان  26 ساله آذربایجانی،فارغ التحصیل دبیرستان شهید باهنر تبریز بود که بعدا نیز به عنوان دانشجوی ممتاز و بارتبه دو رقمی در کنکور سرتاسری قبول شد. وی ازچهره های جوان روشنفکر در تبریز محسوب می شد که به زبان و فرهنگ وتاریخ تورکی فوق العاده علاقمند بود. بطوریکه بنا به گفته دوستانش ،رامین پوراندرجانی با اشتیاقی بی مثال در محافل ادبی که به زبان تورکی برگزار می شد شرکت می کرد و همچون بسیاری از فعالان دانشجویی که در مناطق تورک نشین در جنبش ملی آذربایجان فعالیت میکنندبا فعالان جنبش ملی آذربایجان رفتاری صمیمانه  داشت و حتی گفته می شود که در جریان تظاهرات میلیونی مردم آذربایجان در 1 خرداد که در اثر سرکوب نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و یگان های ویژه ، تعداد زیادی از  فعالین مدنی و ملی و مردم معترض به کاریکاتور توهین آمیز در روزنامه ایران، زخمی و شهید شدند.

آقای رامین پور اندرجانی جزء معدود پزشکانی بود که به بدون چشمداشت مادی به مداوای بیماران و زخمیان این حادثه پرداخت .و  به این ترتیب در میان فعالان ملی آذربایجان به چهره ای محبوب و در میان مردم به عنوان یک پزشک مسئولیت پذیر شناخته شد.

بعد از پایان یافتن دوران تحصیلش در دانشکده پزشکی دانشگاه تبریز به عنوان پزشك وظيفه بهداری نيروی انتظامی تهران بزرگ در حال سپری کردن دوران خدمت سربازی اش بود که در نهایت تاسف و تاثر در روز سه شنبه17-11-2009 به طرز مشكوكی در استراحتگاه خود در ساختمان فرماندهی بهداری نيروی انتظامی تهران بزرگ درگذشت.

علت فوت وی از سوی کارکنان نیروی انتظامی به خانواده اش که در تبریز زندگی می کنند ، سكته قلبی (در خواب) اعلام شده است.

پيكر وی پس از شستشو و انجام مراسم كفن كه در غياب خانواده اش در تهران انجام گرفته بود با همراهی چند تن از مامورين انتظامی به تبريز منتقل شده و در صبح روز پنجشنبه 21/8/88 در فضايی امنيتی در وادی رحمت به خاك سپرده شد.

و مراسم ختم شهید دکتر رامین پوراندرجانی نیز روز یک شنبه از ساعت 15- 17 در  تبریز :مسجد کریم خان -  چهار راه منصور در وضعیتی کاملا پلیسی برگزار شد.

اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی روز چهارشنبه 18 – 11 – 2009 دلیل مرگ پزشک بازداشتگاه کهریزک را " خودکشی " اعلام کرد.

بنا به گفته فرمانده نیروی سرکوبگر انتظامی (ناجا): رامین پور اندرجانی به عنوان متهم احضار شده بود. اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی می گويد رامين پوراندرجانی، پزشک وظيفه بازداشتگاه کهريزک به عنوان متهم احضار شده بود و خودکشی کرده است.

 او افزوده "جسد اين پزشک در آسايشگاه جمعی در دادسرا کشف شد و وصيت‌نامه‌ای هم در کنارش بود که در آن گفته است که او را تهديد کرده بودند و گفته بودند که پنج سال زندانی خواهد شد."

اسماعيل احمدی ‌مقدم، مشکوک دانستنِ مرگ اين پزشک جوان را نادرست خوانده؛ و افزوده است که "نامه به جا مانده از او دال بر خودکشی اوست." فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، دليل خودکشی رامين پوراندرجانی را "انگيزه شخصی يا از دست دادن روحيه دانسته است."

به گزارش خبرگزاری مهر، "اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران گفت با توجه به وصیتنامه ای که کنار جسد رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک پیدا شده او احتمالا خودکشی کرده است."

همچنین به گزارش ایلنا، خبرگزاری کار ایران، آقای احمدی مقدم گفت: "رامین پوراندرجانی در وصیتنامه خود به ترسش از محکومیت زندان اشاره کرده است ".

به گفته آقای احمدی مقدم پزشک بازداشتگاه کهریزک به عنوان متهم حوادث اخیر در این بازداشتگاه احضار شده و با قرار وثیقه آزادشده بود.

این در حالی است که  رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامين پوراندرجانی، می گويد: شب پيش از فوت، پسرش با او تلفنی صحبت کرده بود؛ و فرزندش کاملا سرحال بوده و هيچگونه علائمی حاکی از اينکه قصد خودکشی داشته، در او ديده نمی شد."

پدر پوراندرجانی در گفتگو با آسوشیتدپرس گفته است:

" فرزندم پر از امید بود و برنامه هایی با دوستانش داشت."

وی تاکید می کند:" فرمانده پلیس تهران روز بعد با وی تماس گرفت و به وی اطلاع داد پسرش در یک حادثه رانندگی زخمی شده و به موافقت وی برای عمل جراحی بر روی پایش نیاز است."

پدر پوراندرجانی می افزاید: "زمانیکه وارد تهران شدم متوجه شدم مسئله این نیست ".

پدر این پزشک وظیفه می گوید:" به دلیل اینکه از وقوع این حادثه بسیارغمگین بودم جسد فرزندم را قبل از دفن ندیده ام."

"آخرین اطلاعات موثق دریافتی توسط خبرنگار سایت نوروز، حاکی از آن است که مادر رامین پوراندرجانی، قبل از شهادت پسرش با دکتر روح الامینی، پدر شهید محسن روح الامینی تماس می گیرد و ضمن بیان اینکه محسن توسط رامین پیش از شهادت مورد معاینه قرار گرفته بود. به او می گوید که جان پسر من به علت بیان حقایقی در مورد شکنجه و شهادت پسر شما در خطر است."

 دکتر روح الامینی هم در پاسخ به مادر رامین میگوید:

"شما می خواهید من چه کار کنم؟ اگر رضایت بدهم مشکل شما حل می شود.شما با کسانی طرف هستید که متهم پرونده هستند نه من".

 همچنین طبق اطلاع موثق خبرنگار سایت موج سبز آزادی، مرحوم دکتر اندرجانی یک روز قبل از مرگش برای درخواست کمک از جریانات پیش آمده برای استمداد به مجلس رفت و از دکتر صدر رئیس کمیسیون بهداشت و درمان و رئیس سازمان نظام پزشکی درخواست کمک کرده بود که وی حاضر به کمک و حتی شنیدن حرف‌های او نشد.

دكتر رامین پوراندرجانی كه در دوران حوادث بعد از انتخابات به عنوان پزشك بازداشتگاه كهريزك کار می کرد تعدادی از قربانيان شكنجه های اين قتلگاه کهریزک از جمله  مرحوم محسن روح الامينی را دو روز قبل از شهادتش ويزيت كرده بود و پس از افشای خبر شهادت مرحوم روح الامينی در اثرشکنجه شکنجه گران  بمدت يك هفته بازداشت مي شود و با اینکه از سوی عوامل اداره اطلاعات از او خواسته میشود تا مرگ محسن روح الامینی را در اثر  ابتلای وی به مننژيت عنوان نماید ولی او از تن به این اعتراف دروغین نمی دهد و در عوض عوامل اداره اطلاعات او را به عنوان متهم در مرگ بعضی از زندانیان ازجمله  روح الامینی معرفی می کنند و  برای او پرونده سازی می کنند تا تحت فشار قرار گرفته  از افشاگری در باره آن چیزهایی که شاهد آن بوده است منصرف گردد. تا آنکه رامین پس از انتشار گزارش مستند پزشكی قانونی مبنی بر فوت روح الامينی به علت اصابت ضربه به سر، به قيد ضمانت آزاد می گردد.

 دكتر پوراندرجاني پس از آزادی هم بارها مورد بازجويی توسط بازرسی كل ناجا، دادسرای نظامی و شورای انتظامی پزشكی قانونی كشور قرار گرفت . دكتر پوراندرجانی كه  به علت  حضورش در زندان كهريزك آگاهی كاملی از جزئيات شكنجه ها و عاملين آن داشت ، به همین دلیل نیز علاوه بر مراجع قانونی، از طرف افراد و نيروهای ناشناس نيز برای عدم افشای حقايق و دخالت مستقيم سران نظامی و انتظامی كشور در شكنجه های بازداشتگاه كهريزك بارها مورد تهديد و ارعاب قرار گرفت.

 

تحلیل خبرهای پس از انتشار خبر شهادت دکتر پوراندرجانی، مبین آن است که نیروی انتظامی و قوه قضائیه در مورد این خبر بسیار منفعلانه برخورد می کنند و غیر از تکرار ادعاهای قدیمی در مورد برخورد با حوادث کهریزک صحبت های جدیدی مطرح نمی نمایند.

سایت موج سبز آزادی که پیش از این نیز گزارش مبسوطی را در مورد مرگ مشکوک رامین پوراندرجانی مطرح کرده بود .سوالاتی را از علی لاریجانی، ریاست مجلس و کمیته ویژه متشکل از نمایندگان مجلس برای بررسی وضعیت آسیب دیدگان پس از انتخابات مطرح کرده بود که در اینجا جهت روشن شدن  اذهان عمومی  مطرح می شود:

1-                                    تاخیر طولانی در قرائت گزارش کمیته ویژه و عدم برگزاری دادگاه متهمان کهریزک، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهایی بوده است و ارتباط مرگ مرموز دکتر پوراندرجانی با این تاخیرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش کمیته ویژه مجلس چیست؟

2- با توجه به حضور و شهادت دادن دکتر پوراندرجانی در جلسه کمیسیون امنیت ملی و کمیته ویژه و با توجه به اینکه بارها این مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنیت جانی خود هشدار داده بود، چرا از وی محافظت نشد و او همچنان در اختیار نیروی انتظامی که مقامات عالی آن از متهمان اصلی پرونده جنایات کهریزک هستند، قرارداشت تا شب هنگام، در سن 26 سالگی و در خواب سکته داده شود یا شهادت وی خودکشی تلقی گردد؟

3- در حالی که خانواده این مرحوم ساکن تبریز هستند و او نیز در نهایت در تبریز دفن شده است، علت برگزاری مراسم تغسیل و تکفین در تهران چه بوده است؟

4- علت مخالفت مقامات امنیتی با کالبدشکافی جنازه وی توسط پزشکان مستقل که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چیست؟

5- اگر دکتر پوراندرجانی به مرگ طبیعی فوت شده است و یا خودکشی کرده است به چه دلیل مراسم ترحیم وی با حضور نیروهای امنیتی و در شرایطی غیرعادی برگزار شده است به طوری ‌که حتی دوستان نزدیک آن مرحوم هم جرات حضور در مراسم تدفین را پیدا نکرده‌اند؟

6- ارتباط مرگ پرابهام دکتر رامین پوراندرجانی با متهمان اصلی جنایات شکنجه‌گاه کهریزک و به طور مشخص احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی، رادان جانشین فرمانده این نیرو و مسئول بازداشتگاه کهریزک و سعید مرتضوی دادستان وقت تهران که متهمان با دستور وی و معاونانش قاضی حداد و قاضی حیدری فر به کهریزک منتقل شده اند ،چیست؟ (اطلاعات ارائه شده مبین آن است که شخص احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی بارها رامین را مورد تهدید قرار داده و دستور به سکوت او داده بود.)

7- آیا شباهت عجیب نحوه اعلام شدن مرگ این جوان ۲۶ ساله یعنی ایست قلبی در هنگام خواب با قتل‌های سیاسی در سال‌های گذشته، سوال برانگیز نیست؟

درحالیکه متهمان اصلی شکنجه ها و قتل های وحشیانه زندانیان در قتلگاه کهریزک که اکثرا از نیروهای انتظامی هستند تاکنون مورد مواخذه قرار نگرفته اندو در عین حال به علت فشار این نیروها بر نمایندگان مجلس ازقرائت گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس هشتم جلوگیری به عمل می آورند.

 رامین پوراندرجانی، پزشک 26 ساله آذربایجانی ، متهم می شود که در ماجرای شهادت زندانیان کهریزک مرتکب قصور پزشکی شده است تهدید می گردد که پروانه پزشکی اش لغو و برای 5 سال راهی زندان خواهد شد.

به دلیل عدم فاش شدن جنایات وحشیانه ای که در بازداشتگاه کهریزک یا گوانتاناموی ایران در رابطه با قتل و شکنجه و تجاوز انجام می گرفت و می گیرد و به علت  فشار افکار عمومی و نیز مجامع جهانی ، قوه قضائیه هرچند به صورت صوری و ساختگی مجبور شد تا به اصطلاح پرونده ای در دادگاه نظامی قضات برای دادستان پیشین تهران و جانشین فرمانده نیروی انتظامی که به صورت مستقیم مسئول حوادث مرتبط با این بازداشتگاه بودند، تشکیل شود و مقامات قضایی هم وعده دادند تادر در سریع ترین زمان ممکن به این پرونده رسیدگی کنند. اما مطابق اکثر پرونده های مربوط به مقامات قضایی و نیروی انتظامی در طی سه دهه گذشته نه تنها افراد فوق مورد سئوال و محاکمه قرار نمی گیرند بلکه با امدادهای غیبی و بواسطه عملکرد سربازان امام زمان اتهامات و متهمان دیگری برای این همه جنایت هولناک  علیه بشریت تراشیده می شود و پرونده  از مسیر اصلی اش که دادرسی عادلانه است منحرف می شود و  قربانیان جدیدی برای این پرونده ها معرفی می شوند که مورد اخیر آن نیز پزشک وظیفه مسئول در بازداشتگاه کهریزک آقای رامین پوراندرجانی می باشد.

 سایت خس و خاشاک در این مورد چنین می نویسد:

"پیش از این در جریان حوادث کوی دانشگاه و اتفاقاتی که کشور را برای یک هفته در بحران فرو برد یک سرباز نیروی انتظامی تنها به اتهام سرقت ریش تراش مورد مواخده قرار گرفت و تمام افراد مسئول که در گزارش شورای امنیت کشور هم به دخالت آنها در این بحران اشاره شده بود تبرئه شدند.

مشابه این اتفاق قرار بود برای متهمان پرونده قتل های زنجیره ای انجام شود اما اصرار محمد خاتمی بر کندن غده چرکین این وزارتخانه در نهایت منجر به دستگیری سعید امامی شد، هرچند او هم در زندان قوه قضائیه با آنچه که خودکشی با داروی نظافت خوانده شد، فرصت این را پیدا نکرد که همدستان خود را به صورت کامل معرفی کند.

در این بین هرچند خودکشی این پزشک  نکته ابهام پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک است، اما نفس خودکشی کسی که درون زندان جنایات وحشیانه علیه زندانیان را به چشم خود دیده است و می تواند هرلحظه نسبت به معرفی عاملان جنایت با دلیل و مدرک اقدام کند، ابهام آمیز به نظر می رسد.

این سئوال جدی هم مطرح است در حالیکه افرادی مثل بهزاد نبوی به دلیل اخلال در ترافیک تهران از طریق شرکت در راهپیمایی به اقدام علیه امنیت کشور متهم می شوند و بیش از 5 ماه در زندان انفرادی قرار می گیرند و حتی در دادگاه ادعانامه های چندین صفحه ای علیه آنان قرار می شود، چطور ممکن است کسانی که مسئول مستقیم شهادت چندین جوان ایرانی هستند به آن اندازه اقتدار داشته باشند که نه تنها از قرائت گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس جلوگیری کنند، بلکه خود را نیز از هر اتهامی مبرا بدانند و با اعمال نفوذ از انتشار گزارش های مربوط به رسیدگی به این پرونده نیز جلوگیری نمایند.

افکار عمومی از یاد نخواهد برد بازداشت شدگان سیاسی حوادث اخیر اکثراً یک یا دو روز بعد از انتخابات دستگیر شدند و تا روز برگزاری انتخابات تمام فعالیت های آنان از نظر دولت مستقر هم قانونی بوده است. آنگاه برای این افراد ظرف دو روز اتهامات چندین صفحه ای قرائت می شود و صدا و سیمای دولتی از بیان هر اتهامی علیه آنان دریغ ندارد؛ اما افرادی که مسئول شهادت جوانان کشورمان هستند می توانند پرونده ای را تا آن اندازه به بیراهه ببرند که در نهایت دادگاه مدعی شود دلیل کافی برای متهم کردن و اثبات مجرم بودن این افراد ندارد. رویه ای که طی سالیان اخیر بارها و بارها در دستگاه قضائی کشورمان تکرار شده است و به نظر نمی رسد که اراده ای مبنی بر این راه و روش غیرعادلانه، غیرقانونی و غیرمشروع وجود داشته باشد."

در همین حال روزنامه تایمز چاپ لندن هم در شماره امروز، 18 نوامبر خود گزارشی درباره رامین پوراندرجانی منتشر کرده است:

"مرگ بر اثرحمله قلبی؛ دکتری که درباره شکنجه در کهریزک زیاد می دانست"،

عنوان این گزارش است.

در گزارش روزنامه تایمز آمده:

”دلیل رسمی مرگ آقای پور اندرجانی حمله قلبی اعلام شده است اما شواهدی وجود دارد مبنی بر این که مقامات رسمی او را کشته و یا مجبور به خودکشی کرده اند چون شاهد وحشی گری اعمال شده علیه دستگیر شدگان مخالف دولت در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بوده است در این گزارش از قول مسعود پزشکیان، وزیر پیشین بهداشت ایران و عضو کمیته بهداشت و درمان مجلس ایران نوشته شده که احتمال حمله قلبی آقای پور اندرجانی وجود ندارد.

به گزارش تایمز، پزشک بازداشتگاه کهریزک به دوستان خود گفته بود که نگران امنیت خود است که متعاقب آن رفتار مقامات هم بدگمانی دوستان او را شدت بخشیده است.

در بخش دیگری از این گزارش آمده، 4 ماه از تعطیلی کهریزک می گذرد و با وجود این، گزارش کمیته ویژه در این باره هنوز منتشر نشده و هیچ کس در این رابطه مجازات نشده است.

این در حالی است که به گزارش ایسنا، اسماعیل احمدی مقدم، تاکید کرده که آقای پور اندر جانی به عنوان پزشک در کهریزک مستقر نبوده و تنها هفته ای یک یا دو روز به این بازداشتگاه می رفته است."

(روزنامه تایمز چاپ لندن)

افکار عمومی در داخل و خارج ازکشورخواهان آن هستند تا ابعاد جنایات کهریزک و شهادت افرادی چون محسن روح الامینی و رامین پوراندرجانی  آشکار شود و عاملان این جنایت ها به مجازات اعمال ضد انسانی خود برسند.

  مردم ما با توجه به شناختی که از ماهیت جناحی و غیر مستقل  قوه قضائیه در ایران دارند، بیش از این منتظر پاسخ روسای قوه مجریه و مقننه و همچنین رئیس کمیسیون امنیت ملی و اعضای کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات و غیره  نخواهند ماند و در برابر چنین حوادث دردناکی که وجدان بشری را مجروح ساخته و می سازد. ساکت و منفعل نخواهند ماند و اعتراض خود را در داخل و خارج از کشور به شیوه های مختلف نشان خواهند داد. سرمداران رژیم تروریست دولتی باید بدانند که در غیاب یک روند رسیدگی شفاف و عادلانه؛ افکار عمومی خود به کرسی خواهد نشست و به قضاوت وجدانی خود اکتفا خواهد نمود.

در یازده همین سالگرد قتل های زنجیره ای، و در کوران جنبش شکوهمند مردمی، زمان آن فرارسیده است تا خانواده های تمامی قربانیان تروریست دولتی در طی سه دهه ی گذشته، جان باخته گان اعدام های دهه60، قتل عام سال  67،  قربانیان قتل های زنجیره ای، ترورشدگان خارج از کشور، و جان باخته گان جنبش اخیر با اتحاد و همبستگی، خیزش بزرگ دادخواهی همه داغدیدگان را ایجادنمایند و خواهان شناسایی مسئولین و مجریان این کشتار های ددمنشانه باشند.

 این وظیفه همه مبارزین راه سبز رهایی و برابری است که باید خود را در کنارخانواده های شهدا و جانباختگان راه آزادی حس کنند و  مراسم و برنامه های مختلفی را در این رابطه برگزار کنند و نیز در مراسم اعتراضی که به این مناسبت ها در داخل و خارج از کشور برپا داشته میشود. فعالانه شرکت کنند تا جنبش بزرگ دادخواهی امروز، بزرگتر و فراگیر تر از دیروز باشد. باید از تمامی فعالین حقوق بشر خواست تا این پرونده ها را به نهادهای بین المللی و سازمان های حقوق بشری بفرستند و خواهان گشوده شدن پرونده رهبران رژیم تروریست دولتی ایران به عنوان متجاوزین حقوق بشر و جنایت علیه بشریت باشند.

کسانی که به راه قاتلان  و شکنجه گران فروهرها و پوینده و مختاری رفتند  و زندان ها را رنگ شکنجه و مرگ زدند، و رامین پور اندرجانی، پزشک جوانی راکه نخواست شریک جنایت آنها شود و برحقیقت سرپوش بگذارد؛ خودکشی کردند. باید بدانند که ما خود را در کنار خانواده های داغدیده، از هر عقیده و مرامی، وابسته به هر جریان سیاسی و اجتماعی می دانیم و خودرا نه تنها در اندوه و حرمان آنها شریک که عضویی از این خانواده بزرگ می دانیم. و در یازدهمین سالگرد قتل های زنجیره ای، در برابر تمامی شهیدان راه آزادی و برابری سوگند یاد می کنیم و با آنان پیمان می بندیم که تا تحقق یافتن آرمانهای آزدایخواهانه و انسانی مان از مبارزه و تلاش مستمر و آگاهانه از پای نخواهیم نشست .

هرچند شهادت رامین پوراندرجانی برای خانواده و دوستانش ضایعه ای تلخ و دردناک محسوب می شود و شهر مادری ام تبریز؛ برای از دست دادن چنین فرزند شایسته ای در غم و حرمان بی کران خواهد ماند. ولی بدون شک، شهادت چنین انسان آزاده ای که حاضر نشد تا در قتل، شکنجه و تجاوز علیه زندانیان کهریزک با شکنجه گران و بازجویان و نیروهای داخل حاکمیت سهیم شود،برای همه آزادیخواهان و برابری طلبان جهان تجربه ای گرانسنگ و ارزشمند محسوب می شود که می تواند مبارزین جنبش  دموکراسی خواهی و برابری طلب را ، در رسیدن به اهداف بزرگ و انسانی اشان یاری رساند.

شهناز غلامی

 

25/11/2009