از
هموطنان
عزيزی كه
آگاهی و شعور
سياسی و
اجتماعی
دارند و شوخ
طبع و شوخ مزاح
هستند، توان و
قدرت تعريف
كردن جوكهای
بامزه، اما نه
به قيمت مسخره
و تحقير كردن
ملتی دیگر را
دارند، تقاضا
می شود اين
آگهی را
نخوانند،
زیرا که آنها
مخاطب این
نوشته نیستند.
با
تشكر و پوزش
قبلی.
آگهی
استخدام !
جهت
كسب اطلاع و
آگاهی تمام
انسانهایی که
شوخ طبع!! و شوخ
مزاح!! اما
ناآگاه و
علاقه مندان
به بازيچه و
مسخره قرار
گرفتن از طرف
استثمارگران
و استبداد
جهانی هستند و
خود را جزو
انسانهای
فاقد
شعوراجتماعی
و سياسی حساب
می کنند و
علاقه مند به
كار كردن بدون
مزد و منت برای
دشمنان
ملتهای ساکن
ایران
کثیرالمله می
باشند و علاقۀ
خاصّی به باز
توليد كردن
فرهنگ پوچ و
توخالی
نژادپرستها،
شوونیستها،
نفاق افكنها و
خونخواران و
جهان خواران
بین المللی (
با عرض معذرت
از همۀ
متقاضيان
دارای شرايط
بالا، لطفاٌ
اگر فهم اين
قسمتها برای
شما مشکل است،
آن را نخوانيد)
دارند و خود را
از لحاظ
شخصیتی
افرادی عقده
ای با
كمبودهای
بسیار می
دانند و نمی
دانند که علت
عقده ایی بودن
و کمبود داشتن
آنها چیست و
چطور می
توانند اين
كمبودها و
عقده های خود
را درمان
كنند، به
اطلاع می
رساند :
نهادها،
مراكز و
سازمانهای
سيستمهای
استثماری،
استبدادی،
فاشيستی،
ديكتاتوری،
نژادپرستی،
شوونیستی،
طرفدار نفاق
بين ملتهای
ساکن ایران،
طرفدار
جنگهای
داخلی،
طرفداران
شعار ( تفرقه
بينداز و
حكومت كن )
طرفداران
سيستم و فرهنگ
برده داری،
فئودالی،
سرمايه داری و
امپرياليستی
و...، تعدادی
افراد فاقد
عقل، شعور،
آگاهی،
وجدان،
معرفت، عرق
ملی، حس وطن
دوستی و هموطن
دوستی را با
شرايط زير
بصورت فصلی يا
مواقع سر حال
بودن، و يا در
صورت داشتن
نيازمالی
فوری، به صورت
دائمی
استخدام می
نمايد.
شرايط
لازم برای
استخدام به
شرح زير می
باشد :
1-
نداشتن
آگاهی و شعور
فرهنگی،
سياسی و
اجتماعی.
2-
پر
رو و نارتسیست
بودن
3-
نداشتن
وجدان شخصی،
اجتماعی و
انسانی.
4-
نفرت
داشتن بيخود و
بی جهت از
هموطنان
آذربايجانی،
رشتی، كرد،
لر، عرب،
خراسانی،
قزوينی،
مازندرانی و ...،
5-
داشتن
استعداد و
قدرت و توان در
زمینۀ تحت
تاثیر
قرارگرفتن و
متاثر شدن از
تبليغات
دروغين
دشمنان
ملتهای ساکن
ايران.
6-
طرفداری
کردن آگاهانه
و یا
ناآگاهانه از
غارت و چپاول
ايران از طرف
بيگانگان و
نوكران
ايرانی آنها
به اشکال
مختلف.
7-
داشتن
مغزی به
اندازۀ يك
گنجشك و يا در
غير اينصورت
حداقل به
اندازه يك عدد
نخود يا لوبيا
8-
داشتن
قدرت و
توانایی ( فكر
نكردن!! ) و (
استفاده
نكردن!! ) از مغز
خود ( در
صورتيكه به
بند 7 اين آگهي
جواب مثبت
داده باشید ).
9-
داشتن
استعداد و
توانايی در
زمينۀ تقليد
كوركورانه و
توانايی
تكرار مكرر يك
جوك.
10-
داشتن
توانایی و
قدرت در بسط و
گسترش و در
صورت لزوم
تكميل كردن و
شبيه سازی
جوكها و
اراجيف ارائه
شده از طرف
کارفرمایان
آینده تان.
11-
داشتن
احیاناٌ خشم و
کینۀ دیرینه
از هموطنان
آذربايجان،
گيلانی،
مازندرانی،
كرد، خراسانی
به علت مبارزه
كردن اين
ملتها با
دشمنان کشور
کثیرالملۀ
ايران در راه
آزادی و رهايی
تمام مردمان
زحمتكش ايران (
حتی احیاناٌ
مبارزه برای
آزاد شدن پدر و
مادر همين
هموطنان جوك
گو و توهين
كننده به مردم
ايران ).
و
همچنین داشتن (
توانايی!! ) در
بيان كردن
جملات زير و (
حتماٌ!! ) لذت
بردن از آنها :
1-
بيا برات يه
جوك دست اول
تعريف كنم (
حال!! ) كنی.
2-
ای بابا، خب
این جوكه
ديگه، تو هم
چقدر سخت می
گيری ها؟.
3-
تو هم خيلی
تعصبی هستی
ها؟ مثل این که
تركه با غيرتی
ها؟.
4-
يعنی تو از (
جوك گفتن!! ) و (
خنديدن!! ) بدت
می آد؟.
5-
فلانی
آنقدر با مزه
جوك تعريف می
كنه كه ( آدم؟! )
حال می کنه و
از خنده روده
بر می شه.
6-
فلانی رو هر
وقت می بینم،
جوكهای تازه
داره.
7-
بابا تو هم
چقدر خسته
كننده هستی
ها،
8-
یعنی
تو اصلا با جوك
( حال!! ) نمی كنی؟
9-
می خوای
برات يه ( جوك
فارسی!! ) بگم و...،
و
همچنین
نداشتن فهم،
شعور و آگاهی
برای فهميدن
اين مطلب كه :
1-
تعريف كردن
جوك های توهين
آميز و تحقير
آميز در مورد
انسانها نه
تنها خنده
نداره، بلكه
گريه هم داره.
2-
نداشتن
شناخت و آگاهی
لازم از
ماهيت،
عملكرد، و هدف
جوك های توهين
آميز و تحقير
آميز در مورد
ملتهای ساکن
ایران و
سياستی که در
پشت این ( جوک
گویی!! )
خوابیده است؟!
علاقه
مندان و
واجدين شرايط
زیر، بدون
پرداخت
هيچگونه
ماليات و
شهريه و
خسارتی، می
توانند همه
روزه به
سايتهای
موجود مربوطه
در اينترنت و
اس ام اس هایی
که از طرف
شركتهای
مختلف به آنها
فرستاده می
شود، رجوع
کرده، جوكها و
اراجيف های
لازم را روئيت
كرده،
خوانده، گوش
كرده، در اسرع
وقت اين چرت و
پرت ها را ياد
گرفته، در
صورت توانایی
در مغزهای
عليل خود و در
غیر این صورت
در تلفنهای
موبايل خود
ضبط كرده، در
صورت داشتن
توانایی مالی (
البته به حساب
خودتان )
اين جوكها را
با ایمیل یا اس ام
اس به سرتاسر
ايران و يا در
صورت ساكن
بودن در
ايران، به
سرتاسر جهان،
بين دوستان و
همنوعان و
همفکران خود
پخش كنند.
با
اميد به نادان
و احمق و
ناآگاه ماندن
همیشگی شما
كله پوكان بی
شعور در مسائل
سياسی،
فرهنگی و
اجتماعی و ...، و
با اميد به
ادامۀ راه
كثيفمان و
پيروز شدن
سياستمان.
ما از
اين ظلمی كه در
حق شما اعمال
كرده ايم و می
کنیم، بسيار
شاد و خرسند می
باشيم.
منفعت
و سود مالی
بردن از اين
سياستها و
همچنین
بيگاری كشيدن
از شما، هدف و
رسالت ماست.
امضاء.
خونخواران
و غارتگران
جهانی
و اینک
جواب يك
متقاضی با
شعور و آگاه به
اين آگهی
استخدام!
با
انزجار و
مخالفت عميق،
حضور منفور
شما، خون
خواران و
جنايتكاران
جهانی!
كارل
ماركس، در
كتاب سرمايه،
جلد اول، به
زبان
انگليسی، در
صفحۀ 43 چنين می
گويد :
همانگونه
كه يك كالا، در
نخستين وحله،
تنها ارزش
مصرفی خود را
برای ما عيان
می سازد، و
جهان پيچيده
ایی را كه
كالايی معين
در درون خود
نهان كرده است
بر مصرف كنندۀ
عادی آن ظاهر
نمی نمايد،
زبان نيز قبل
از هر چيز، خود
را به عنوان يك
وسيلۀ
ارتباطی به ما
نشان داده، بی
آن كه دنيای
وسيعتر و جوهر
گوناگون آن را
در يابيم.
اگر يك
كالا، فراتر
از ارزش مصرفی
خود، به صورت
يك ماشين، يا
هر چيز ديگری،
پيچيده ترين
روابط
اجتماعی را در
خود متبلور
ساخته است كه
مطالعۀ دقيق
تر آن، ما را
به فهم
مناسبات
اجتماعی در
بين انسانها و
به طبع آن،
رابطۀ طبقات
اجتماعی،
نظام سياسی
حاكم بر جامعه
و
ائدولوژيهای
رايج در اين
روابط
اجتماعی ياری
خواهد كرد،
تعمّق در خود
پديدۀ زبان و
نقش آن در
جامعه نيز ما
را در فهم آن
به عنوان
پديده ای
فراتر از نقش
آن به عنوان يك
وسيلۀ
ارتباطی صرف
می برد.
برخلاف
پديدۀ كالا كه
تبلور
ائدولوژی در
آن غير مستقيم
و از طريق
روابط
اجتماعی حاكم
بر آن خود را
عيان می سازد،
خود پديدۀ
زبان و نيز نقش
آن به عنوان يك
وسيلۀ ارتباط
اجتماعی هر دو
ذاتاٌ بار
ائدولوژيك
سنگينی را با
خود حمل می
كنند و صريع تر
از هر پديدۀ
ديگر اجتماعی
ائدولوژيك
هستند.
به
عبارتی ديگر،
نه فقط
استفاده از
زبان، بلكه
خود زبان نيز
يك پديدۀ
ائدولوژيك می
باشد.( پايان
نقل قول )
تاريخ
سیاسی و
اجتماعی توده
های عظيم
زحمتكش
ملتهای ساکن
کشور
کثیرالمله،
مشترک و
عزیزمان
ایران،
تاریخی سراپا
مبارزه و
اعتراض بر
علیه حاکمان
خون خوار
ایران می باشد
كه در اين
تاريخ،
آذربايجانيها،
كردها،
گيلانيها،
مازندرانيها،
خراسانيها و...،
جايگاه ويژه
ای را دارا می
باشند.
جايگاه
ويژه از آن جهت
كه، سرتاسر
شمال ايران (
آذربايجان-
گيلان،
مازندران،
خراسان )،
هميشه
پيشقراولان
مبارزات،
اعتراضات،
قيام ها و
انقلابات
مردمی بوده
اند و ملتهای
ساكن اين
نواحی بر عليه
دولتها و
حكومتهای
مستبد مركزی
به مبارزه
برخاسته و به
همين علت، از
طرف حکومتها و
دولتهای
مركزی که خود
وابسته به
بيگانگان
بوده اند، با
انواع و اقسام
سياستها،
حيله ها،
ترفندها و...،
مورد حمله و
هجوم، ضرب و
شتم، از بين
بردن فيزيكی و
معنوی، حملات
ائدولوژيكی و
...، قرار گرفته
اند، كه يكی از
اشکال اين
هجومها و
سیاستها،
ساختن و رواج
دادن ( جوك!! ) در
مورد این
ملتها می باشد
که در آنها سعی
شده و می شود
که :
( تركها
را خر!! ) - ( مردان
رشتی را بی
غیرت!! ) - ( خانمهای
رشتی را ...!! ) - (
قزوينیها را
بچه باز!! ) - ( لرها
را خرتر از ترک!!
) و...،
نشان دهند؟؟!!.
اين
سیاست، و این
شيوه و ترفند،
روشی كاملاٌ
شناخته شده،
ائدولوژيك و ...
می باشد كه با
هدفهای مشخصی
از طرف
ائدولوگها،
نهادها،
سازمانها و
مراكز مختلف،
بين قشرهای
ناآگاه
جامعه، به
عنوان حاملين
و مروجين بدون
مزد و منت اين
سياست رواج
داده شده و
هدفهای مشخصی
را نیز دنبال
می كنند كه از
آن جمله می
توان به :
1-
اختلاف
انداختن بین
ملتهای ساکن
ایران برای
جلوگیری از
اتحاد آنها بر
علیه حاکمان
2-
پرت كردن
حواس ملتهای
ساکن ایران از
اصل جريان،
يعنی از
تضادهای اصلی
موجود در
جامعه، یعنی
تضادهای
طبقاتی، تضاد
ميان پول دار و
فقير، تضاد
ميان كار و
سرمايه
و ...
اشاره کرد.
در
كشور استبداد
زدۀ عزيزمان
ايران، از
قديم الايام
این رسم بوده
است كه ملتهای
ساکن ایران
برای بيان و
نشان دادن
مخالفت،
انزجار،
نفرت،
ناراحتی و
اعتراض خود
نسبت به
سياستمداران
استان و مرکز،
به شيوه های
مختلفی از
قبيل :
1-
ساختن
شخصيتهای
تخيلی و
رویایی
2-
ساختن
داستانهای
تخیلی
3-
شاخ و برگ
دادن عمدی به
اتفاقات
مختلف و نسبت
دادن آنها به
بعضی از
شخصيتهای
تخیلی در بین
خودشان ( ملا
نصرالدين و... )
4-
ساختن شعر و
جوك و...،
متوصل
شده، مخالفت و
اعتراضات خود
را از حاكمان و
جنايتكاران
به اين شكل
نشان می دادند.
اما
ساختن جوكهای
توهين آميز و
تحقير آميز در
ایران توسط
ملتی بر علیه
ملتی دیگر،
آنهم به شكل
رايج امروزی،
پدیده ایی است
که در سالهای
حکومت
کودتایی رضا
پهلوی و محمد
رضا پهلوی شکل
و شدت گرفته و
تا قبل از آن
زمان نه تنها
در تاریخ
ملتهای ساکن
ایران به این
شکل کم سابقه
بوده، بلكه
اگر هم ملتهای
ساکن ایران از
این شیوه ( جوک
گفتن ) استفاده
می کردند نه بر
عليه همدیگر،
بلكه بر عليه
سیاستمداران
استان و
دولتهای
مركزی بوده
است.
جوكهای
مختلف،
فيلمهای
كوتاه مختلف،
كفتگوهای
كوتاه مختلف
در بين يك يا
چند نفر با
لهجه های
آذربايجانی،
رشتی، مشهدی و
...، اينها و
پديده هايی از
اين نوع، همه و
همه سياستی
است كه فقط و
فقط در راه
نفاق افكنی
بين ملتهای
ساكن ايران
اعمال شده،
توهينی است به
ملتهای آگاه،
مبارز،
انقلابي شجاع
و قهرمان
ايران،
ملتهايی كه
حتی برای
آزادی و
خوشبختی همين
ناآگاهان و
احمقانی كه
بعنوان پخش
كنندگان و
حاملين و
مروجين بدون
مزد و منت اين
چرنديات مورد
سوء استفاده
قرار می
گيرند،
مبارزه كرده،
بهترين
فرزندان خود
را نيز در اين
راه از دست
داده اند.
اين
نوع مشغوليات!!
حال كردنها!!
روحيه عوض
کردنها!! و یا
آنطور كه
حاملين و
گويندگان
ناآگاه و احمق
اين چرنديات
آن را می نامند
( جوك تعريف
كردن!! لغتش
انگليسی است!؟
) ابزاری هستند
ضد انسانی،
برای توهين
كردن، بی ارزش
كردن،
كوبيدن، پيش
قضاوتی بوجود
آوردن و بی
اعتبار كردن
ملتهای ساکن
ایران بین
یکدیگر که نه
تنها خنده دار!!
و جالب!! نمی
باشد، بلکه در
اصل به جای
خنده، باید به
حال اين
انسانها از ته
دل گريست.
آخر
چطور می شود يك
انسان با عقل و
روح سالم در
بدن، انسان
ديگری را، ملت
دیگری را،
خانواده و
فامیل و اقوام
خودش را،
مسخره كرده،
تحقير كرده، و
آنگاه از ته دل
بخندد؟
اين
هموطنان جوك
گوی ما ( که به
درست باید
آنها را
نوكران بدون
مزد و منت
نامید ) با
تعريف كردن و
با بازتوليد
كردن اين
اباطيل و
اراجيف، بدون
اينكه متوجه
اصل جريان،
يعنی كمك كردن
به ترویج و حفظ
و بقاء سياست و
فرهنگ
نژادپرستی،
شوونیستی، ضد
انسانی و
غیردمکراتیک
در ایران،
باشند، با کمک
کردن به
پیشبرد سیاست
نفاق ملی، با
كوچك كردن،
تحقير كردن و
بی اعتبار
كردن هموطنان
و حتی فاميل و
اقوام خود، از
دیدن و درک
کردن و شناختن
اصل جریان
عاجزند و فقط
قسمت فرعی
جريان ( خنده
دار بودن؟! )
جوک تعریف
کردن را می
بینند.
اینها
به همراه هم
كيشان خود،
يعنی آنهايی
كه شنوندگان
اين جوكها می
باشند و از
شنیدن آنها
لذت می برند،
بدون این که
بدانند و
متوجه باشند،
تمام وقت در آن
سطح فکری و
شعوری که
قراردارند،
در جا می زنند
و هر روز و هر
روز، اين
فرهنگ عقب
افتاده،
نژادپرستانه
و شوونیستی را
باز توليد
كرده،
ناآگاهانه به
دشمنان
ملتهای ساکن
ایران کمک می
کنند.
ايرانيانی
كه در خارج
زندگی می
كنند، هر روز
با مشکل (
خارجی بودن!! )
دست
بگریبانند و
با عده ای از
شهروندان ضد
خارجی و نژاد
پرست كشورهای
محل اقامتشان
درحال جنگ و
ستيز هستند.
بارها
ديده شده است
كه همين
ناآگاهان و
احمقان جوك
گوی بدون مزد و
منت از طرز
رفتارعده ایی
از شهروندان
ضد خارجی و
نژاد پرست این
كشورها
ناراحت شده و
گلايه كرده
اند كه :
1-
اينها با ما
بد رفتار می
كنند.
2-
اینها به
قيافۀ ما،
فرهنگ ما،
ريخت و صفت و
شكل ما.
3-
به لهجۀ ما و
طرز صحبت کردن
ما.
و ... ما می
خندند و در يك
كلام، با ما
مثل يك انسان
درجه دو، يا
درست مثل يك
حيوان رفتار
می كنند، به
بيان ديگر،
خود اين
ایرانیان جوک
گوی بدون مزد و
منت ارجمند و
نادان و
ناآگاه ما،
نتايج اين نوع
سياست ضد
انسانی،
توهين آميز،
تحقير آميز،
نژادپرستانه،
شوونیستی و...،
را با پوست و
گوشت خود لمس
کرده و می
كنند، اما،
درست عده ای از
همين افراد،
تبدیل به
بزرگترين
مسخره
كنندگان
هموطنان خود،
بزرگترين
تحقير
كنندگان
هموطنان خود و
بزرگ ترين جوك
گويان زمان
خود شده اند.
واقعاٌ
جای تعجب است!
چطور می شود
انسان از اين
تضعيقات، از
اين توهينها
در مورد خودش
ناراحت شود،
اين نوع رفتار
را توهين آميز
تلقی كند، اما
خود، درست
همين شیوه را،
همین توهين و
تحقير را به
شکلی دیگر (
جوك گفتن!! ) در
مورد دیگر
شهروندان
همان کشور که
او نیز از آنجا
می آید، اعمال
كند؟
ضرب
المثلی
فاشيستی،
نژادپرستی،
احمقانه و پوچ
و تو خالی به
زبان فارسی در
بين بسیاری از
شهروندان
کشور ايران
رواج دارد كه
می گويد : هنر
نزد ايرانيان
است و بس.
معنی
اين گفته، چه
می تواند
باشد؟ يعنی
تمام ملتهای
ديگر دنيا ( بی
هنر؟! ) می
باشند و تمام
هنرهای دنيا
فقط و فقط نزد
ايرانيان است
و بس؟!
اگر
تعریف کردن
جوکهای
نژادپرستی،
شوونیستی،
فاشیستی و ...،
جزو نشانه های
هنر داشتن
شهروندان
کشور گل و بلبل
ایران زمین!!
می باشد،
کاشکی همۀ
ایرانیان " بی
هنر " بودند!.
7/1/2010
ن.قره
باغی