برادر بزرگوارم دنیز ایشچی!

آراز بیلگین

 

در مورد دست های غیبی که که خامنه ایی و احمدی نژاد را حفظ میکنند با شما کاملا موافقم. واقعا به طرز معجزه آسایی این دو حرامی قرن از هر عزرائیلی رهایی می یابند و به حیات ننگین خود ادامه میدهند.

اما در حملات سنگینی که به گروههای خودی کرده اید آثار احساسات جریحه دار شده که در واقع شایسته ملت بزرگ منش ماست توفنده است.

اینکه در تهران جماعتی که با دیکتاتور گلاویز شده متشکل از تمام ملل است شکی نیست اما شعار و افکاری که در آن حاکمیت دارد عملا آنرا بنام یک طیف خاص مصادره میکند.

برادرم طوفان احساسات پاک بشر دوستانه تان شما را از بشریتی که تعلق بدان دارید غافل نکند. متاسفانه گاه چنان شیفته احتمال سرنگونی فاشیزم مذهبی  شده اید که بعضا با وجود توجه تان به ماهیت مدعیان دموکراسی که منتظر بدست گرفتن سکان هستند و کارکردی را که ورود بدون دعوت ما به این آورد میتواند داشته باشد نیستید.

در عراق گروههای عراقی به ستوه آمده از دیکتاتوری صدام ابتدا همدیگر را و حقوق همدیگر را برسمیت شناختند و بعد  متحدا و با همراهی تهاجم خارجی وارد نبرد شدند. البته هیچ کدام ما موافق دخالت خارجی برای به زیر کشیدن دیکتاتور نیستیم اما باید متوجه باشیم که قبل از ظهور چنین گفتمانی و قبل از حصول توافق مشابهی که در عراق انجام شد نمیتوانیم و نباید خود و فرزندان ملت خود را راهی خیابانها کنیم هرچند بقول شما اینکار معجزات و امداد غیبی حفظ خامنه ایی و احمدی نژاد باشد. فکر نمیکنم شما برادرمان موافق باشید که جای دیکتاتور نژآد پرست را یک دموکرات نژاد پرست بگیرد. البته اصطلاحی برای نامگذاری این حرکت نداشتم و فعلا از این اصطلاح دموکرات نژاد پرست استفاده میکنم.  برادر عزیز حرکتی که در تهران از سوی افرادی که تجلیاتشان هویتشان را هم نشان میدهد چه رفتاری با ملت ما خواهند داشت؟ اینکه گروههای در حال تکوین ما فعلا توانایی اداره یک مبارزه را ندارند دلیلی بر تابعیت از دشمن دموکرات در مقابل دشمن دیکتاتور نمیشود. شاید گروههای ما توان مدیریت کامل را ندارند اما ملت ما در جغرافیای خود تابع  حرکت ملی است و منتظر رای و نظر فعالان خود است و لذا ما در کنار سیر تکوین گروههای خود نباید بدلیل ضعف خود تابع دشمن خود شویم. وقتی یک سیستم دموکرات و یک سیستم دیکتاتور دیدگاه مشابه و رفتار مشابه با ما دارند چه چیزی برای ما عوض خواهد شد که بتوانیم به امید آن خود را به آتش جنگ بیندازیم. بنده یک نمونه برایتان عرض خواهم کرد:یونان، قبرس و بلغارستان را  در نظر بگیرید. اینها دموکراسی دارند اما همان رفتار نژآدپرستانه و دیکتاتوری دموراتیک را بر ضد عنصر اتفاقا تورک اجرا میکنند. اگر نبود حمله و تحمیلات دولت تورکیه معلوم نبود اکنون بر سر تورکهای آن ممالک چه آمده بود. حال شما بفرمائید در آن دموکراسی چه عنصر خوبی برای عنصر تورک وجود دارد که آنرا بر این دیکتاتورهای مذهبی برتری بدهد. و اتفاقا اروپای دمکرات و مهد حقوق بشر از قبرس ویونان و بلغارستان حمایت میکند. اما در دیگر سو یک مسئله بسیار مهمی وجود دارد که باید بدان توجه داشته باشیم. آن رژیمها بنام دموکراتیک بودن مقبولیت بین المللی دارند و از حمایت اتحادیه اروپا برخوردارند. به قدری که سرکوب خواستهای حقوقی تورکان آن جوامع چندان مورد توجه قرار نمیگیرند. البته دقت شما را به این نکته هم جلب میکنم که آن کشورها عضو اتحادیه اروپا هستند و حقوق و دیدگاهها در آن ممالک متفاوت و دموکراتیک است. تورک میتواند با تکیه بر عنصر حقوق شکایت کند اما این عنصر حقوق در اتحادیه اروپا است و مسلما در جوامعی غیر اروپایی کارکرد و کمکی چندانی ندارد. در این سو ما هستیم که با یک دیکتاتور گلاویز شده ایم  که علاوه بر ماهیت نژآد پرستانه ماهیت دیکتاتوری را هم دارد. همین ماهیت به ما کمک میکند تا بتوانیم با وجود تحریمها و بایکوتهایی که همان مدعیان دموکراسی همکار با رسانه های BBC  و  VOA را بشکنیم و بتوانیم مستقلا از خود دفاعیات هر چند ناقصی را داشته باشیم و حمایتهایی را از مجامع دموکرات جلب کنیم. حالا وضعیتی را مجسم کنید که در آن عناصر دموکرات حاکم بر روند باصطلاح دموکراتیزاسیون ایران که رسانه های فوق را هم در اختیار دارند در ایران حکومت را ساقط و "حکومت دموکرات" ایجاد کرده باشند. دنیا خسته از ترور و جنگ آفرینی اوباش جمهوری اسلامی با تمام وجود این حکومت را در آغوش خواهد کشید و از همان حمایتی که از قبرس و یونان و بلغارستان میشود برخوردارش خواهند کرد. حال ما که هیچ تعهدی و هیچ توافقی از اینها دریافت نکرده ایم محکوم به نابودی خواهیم بود.

برادرم دشمن ما در حالیکه دچار جنگ داخلی با دیکتاتور خود است برای ما یک ماهیت دارد. ما مشغول جنگ با دیکتاتور نیستیم ما مشغول جنگ با ماهیت فکری و سلطه یک ملت و با مدیریت نژآد پرست هستیم و همه اینها با دیکتاتورش، مذهبی اصلاح طلبش، و دموکراتش نسبت به ما اجزا متفاوت  تشکیل دهنده یک کلیت و یک ماهیت هستند .

بگذارید چیزی را که خیلی از دوستان از به زبان آوردن آن اباع دارند به زبان بیاورم:

هر گونه مشارکت در سرنگونی رژیم و سرنگونی رژیم قبل از گرفتن این نوع توافق و تعهد مساوی مرگ ماست. شما هم اکنون دشمنی را در مقابل سومکا و پان ایرانیست و حزب ملت ایران و مشروطه طلبان و نهضت آزادی نژآد پرست و غیره و غیره دارید که به تنهایی نمیتوانند آنرا نابود کنند. حال چاقویی که رژیم بر گلوی آنها نهاده با دخالت ما کنار میرود اما این جریان زیر چاقو اگر بر خیزد چاقوی تیزتری را بر گردن ما خواهد نهاد. لذا این جریان زیر چاقو قبل از رهایی باید متعهد شود که چنین چاقویی بدست نخواهد گرفت و آنرا کتبا با گروههای ما باید با حضور قدرتهایی که از سرنگونی رژیم نفع میبرند امضا کند و بدان متعهد شود و قدرتهای ذی  نفع نیز باید آنرا تضمین کنند همانطور که در عراق واقع شد و آنگاه که حد و حدود خود را متوجه شدند ما میتوانیم بگوییم که سکوت ما اشتباه و ظلم است. ولی اکنون با وجود تندی و غم انگیز بودن حوادث ورود بدان خیانت به آینده ملت ماست. در تهران تورکها هم در جنگ با دیکتاتور هستند اما این مبارزه را زیر بیرق شعارهایی چون "نسل ما از آریاست دین از سیاست جداست" انجام میدهند. لذا خواسته یا ناخواسته، آگاه یا ناآگاه سربازان آنها هستند. ما  هم درست به همین دلیل است که از حوادث تهران در رنج و  عذابیم چون فرزندان ما هم در آن دخیل هستند اما ما بین دو انتخاب هستیم رهایی برای همه با انجام توافقات لازم و یا رها سازی دیو سفید آدمخوار از چنگال دیو سیاه آدمخوار. شما کدام را انتخاب میکنید؟

با سپاس فراوان

09/10/88